
در مراسمی در
لندن از برج جدید این شهر یعنی "مدار مارپیچ" المپیک ساخته مشترک آنیش
کاپور، هنرمند و مجسمهساز هندیتبار بریتانیایی، و سسیل بالموند، معمار
سریلانکایی–بریتانیایی، پرده برداری شد.
به گزارش جذاب نیوز به نقل از بی بی سی، مقامات شهر لندن این برج را از
میان فهرست پیشنهادی چندین هنرمند و معمار دیگر، از جمله آنتونی گورملی،
مجسمهساز برجسته، برگزیدند تا به عنوان یک اثر هنری دائم نمادی در میان
پارک المپیک لندن باشد. کار ساخت این برج از نوامبر ۲۰۱۰ آغاز شد.
این غول فولادی قرمز رنگ که ۱۱۵ متر ارتفاع دارد، به عنوان نماد بازیهای
المپیک ۲۰۱۲ لندن شناخته شده است، یک سوم برج ایفل ارتفاع دارد، از مجسمه
آزادی بلندتر است و بلندترین مجسمه هنری بریتانیا به حساب میآید.

این برج فلزی که اوربیت( orbit) نام دارد، بیست و دو میلیون و هفتصد هزار
پوند هزینه برده که نوزده میلیون و دویست هزار پوند آن را لاکشمی میتال،
تاجر هندی و ثروتمندترین فرد در هندوستان، آسیا و انگلستان پرداخته است.
این برج پیچ در پیچ که در دل پارک المپیک لندن قرار داد، مانند یک برج
دیدبانی عمل میکند که بازدید کنندگان میتوانند از بالای آن دید ۳۶۰
درجهای روی محل برگزاری بازیهای المپیک داشته باشند. اگر هوای ابرآلود و
خاکستری شهر لندن اجازه دهد، اوربیت دید فوق العادهای به افق کل شهر دارد.
آنیش کاپور، متولد ۱۹۵۴ بمبئی، از هنرمندان برجسته بریتانیا و برنده جایزه
معتبر ترنر است که هر سال توسط تیت بریتانیا به هنرمندی از نسل جوان اهدا
میشود. کاپور این جایزه را سال ۱۹۹۱ از آن خود کرد. سسیل بالموند هم لقب
"یکی از پیشروترین معماران جهان معاصر" را از آن خود کرده است. به گفته
کاپور هر دوی آنها علاقه خاصی به تلفیق معماری و مجسمهسازی، و همچنین
روشی دارند که فرم و هندسه، سازه را به وجود میآورند. همکاری این دو از
سال ۲۰۰۲ و در جریان ساخت چیدمان Marsyas برای سالن توربین تیت مدرن شروع
شد و از آن زمان تا کنون، به تعبیر خودشان، همواره به رشته تخصصی یکدیگر
سرک کشیدهاند.
آن طور که خود کاپور میگوید، او به طور واضح از برج بابل به عنوان یک مرجع
اساطیری برای ساخت مجسمه غول پیکرخود الهام گرفته است. تأثیرپذیری از برج
بابل به این اثر جنبهای اسطورهای و عرفانی میبخشد که در تناقض با جنبه
مدرن آن قرار میگیرد. صعود و تعالی مضامینی هستند که در آثار آنیش کاپور
به وفور دیده میشوند. او پیش از این نیز با اثری به عنوان "معراج"
(Ascension) در دوسالانه ونیز ۲۰۱۱ مشارکت کرده بود.

نگرش وی به سازه، نشأت گرفته از نظریه آشوب و سامانه های غیر خطی است. او
در تحقیقات خود به مفاهیم ریاضی چون الگوریتم، فراکتال، ریتم و ساختار
سلولی می پردازد و تاثیر آن ها را بر فرم های طبیعی بررسی می کند. همین
دیدگاه او از معماری را می توان در برج اوربیت نیز دید.
اوربیت از نظر فرم برای بسیاری یادآور برج ایفل است، ضمن اینکه شباهت زیادی
به برج هرگز ساخته نشده تاتلین دارد. همچنین شبکههای فولادی درهم
تداعیکننده پنج حلقه نماد المپیک است. به گفته آنیش کاپور در ساختن این
برج نوعی ساختارشکنی نیز وجود دارد. او میگوید "برجها تقریبا همیشه
متقارن هستند و حلقههای پیچخورده این برج به منظور امتناع از ارائه یک
تصویر یگانه و یکپارچه بوده است."
بالموند دربارهٔ شکل خاص اوربیت میگوید: "ایده اولیه این بود که اجسام
مدور می چرخند و می چرخند و در نقطه ای به یگدیگر متصل خواهند شد. اما این
ایده کمی ساده انگارانه بود. پس ما فکر کردیم که از فضا بیشتر عبور کنیم،
نه تنها بچرخیم و بچرخیم بل از گوشه ای به گوشه دیگر برویم. به گونه ای
تاثیرگزار، حجمی که می بیند یک خط است که به بالا می رود و به پایین بر می
گردد و شکل عدد ۸ را به خود گرفته است و هر باری که بالا می رود و به پایین
می آید تفاوت کوچکی در آن رخ می دهد. شکل ایستاده است برای آنکه متصل است.
تمایز اصلی این بنای بلند در آن است که اتصالش تنها به وسیله ی نقاط
پراکنده ای در فضاست و اگر تنها به اتصالات نگاه شود، نقاطی هستند در فضا
که در میانشان خطوط آزاد سیال دیده می شوند. این شکل آزادی، انرژی سیالیت و
تغییر را بسیار بیش از شکلی دارد که خطی است که به صورت مداوم و عمودی رو
به بالا در حرکت است."
بوریس جانسون، شهردار لندن اوربیت را به عنوان "یک قطعه واقعا دیدنی و جذاب
از هنر مدرن بریتانیا" توصیف کرده است که در دورانی دیگر میتوانست
رومیها را شوکه کند، یا آرمانهای گوستاو ایفل را کوچک جلوه دهد. البته
بوریس جانسون هم هنگام انتخاب این پروژه به دنبال برجی نمادین همانند برج
ایفل برای شهر لندن بوده است.
به رغم همه این نکات، منتقدان این برج هم کم نیستند. بعضی از آن به عنوان
"ایفل پس از یک حملهٔ اتمی" نام بردهاند و برخی دیگر گفتهاند که این برج
بیشتر شبیه "برخورد فاجعهآور دو جرثقیل" است.
آنیش کاپور از این نقدها به هیچ وجه ناخشنود نیست و هیولای پیچ در پیچش را
با ایفل مقایسه میکند که به مدت پنجاه سال کسی طاقت دیدنش را نداشت، اما
حالا به نماد پاریس تبدیل شده است.
بالموند با اشاره به اینکه برای ساخت این اثر به اخذ مجوز از ۴ شورای مختلف
نیاز بوده، میگوید "این یک تجربه چند مرحلهای از سازه و هنر است و برای
زمانی طولانی به شهر لندن سود خواهد رساند."
برج اوربیت روز ۲۸ ژوئیه به طور موقت به مناسبت بازیهای المپیک به روی
بازدیدکنندگان باز خواهد شد و پس از آن در سال ۲۰۱۴ بطور دائم برای عموم
بازگشایی خواهد شد.
برج ساعت 96 متر ی بیگ بن درلندن پایتخت انگیلیس درحال کج شدن است![]()
![]()
![]()
بر اساس براوردن .برج ساعت بیگ بن به اندازه 26 صدم درجه به سوی شمال غربی کج شده است

هنوز علت کج شدن روشن نشد ه است اما براساس یک فرضیه .برج ساعت بیگ بن که از خاک
رس ساخته شده به تدریج چسبندگی خود را از دست می دهد یا به عبارت دیگر رطوبت خود
را از دست می دهد واقعا تجعب اوره ![]()
![]()
![]()

ساعت یک لو گوی متشکل از 180 هزار قطه از نحوه ارایش کلیسا ی وست مینستر لندن در مراسم
عقد پرنس ویلیام نوه ملکه بریتانیا با کیت مید لتون. ![]()

در كنار گرفتن فال و پیشگویی آینده، مردم میتوانند جنسهای خاص و ویژهای كه برای داشتن شانس در زندگی معرفی میشود یا از سوی جادوگران و فال بینان توصیه میگردد، مانند خون مار زنگی یا مرغ مگس خوار خشك شده خریداری كنند.
جزیره ایستر، شیلی
از دیگر مكانهای عجیب و مرموز دنیا، جزیره ایستر در شیلی است كه در آن مجسمههای سنگی غولپیكر مرموز و ترسناكی دیده میشود. جزیره ایستر از جزایر پلینزی است كه در جنوب شرقی اقیانوس آرام قرار گرفته است؛ این جزیره در سال 1888 به كشور شیلی ملحق شد و جزیرهای خاص برای این كشور به حساب میآید. این جزیره به خاطر تندیس و مجسمههای یادبود باقی مانده كه به آنها موآی میگویند، مشهور است. این مجسمهها توسط مردم اولیه راپانیو ساخته شده است. این جزیره از سوی یونسكو یك سایت میراث جهانی شناخته شده است كه به همراه منطقه پارك ملی راپانیو محافظت میشود.

تاریخ گذشته این جزیره نشان میدهد كه مردم ساكن آن با انواع بلایای گوناگون درد و رنج از قبیل خشكسالی، بیماریهای همهگیر، جنگ، تاخت و تاز ناگهانی اسیران، استعمار و حتی قطع درختان جنگلی روبهرو شدند كه همین موارد باعث از بین رفتن ساكنان این جزیره شد. تاریخ زندگی ساكنان نخستین این جزیره به سال 300 تا 1200 میلادی برمیگردد.
مجسمههای بزرگ سنگی جزیره یا همان موآی بین سالهای 110 تا 1680 میلادی تراشیده شدهاند كه هنوز مشخص نیست چگونه این مجسمهها به اینجا منتقل شدهاند. این مجسمهها بسیار بزرگ هستند و از سنگهای یكپارچه ساخته شدهاند كه به آسمان خیره شدهاند و شمار آنها به 887 مجسمه سنگی میرسد كه در مجموع در جزیره و در موزه آن به نمایش گذاشته شده است. در سال 2011 بزرگترین مجسمه موآی در یكی از حفاریها از خاك بیرون آورده شد كه نشانگر این است كه این مجسمه قدیمیتر و بزرگتر از دیگر نمونههای كشف شده است.
خانه وینچستر، سن خوزه، كالیفرنیا
خانه وینچستر، خانه بسیار بزرگی است كه بنا به گزارشهای مردمی كه از این خانه بازدید كرده بودند، اتفاقات عجیب و غریبی در آن رخ میداد. این خانه در سن خوزه كالیفرنیا قرار دارد و دارای اتاقهای بسیاری است كه ارواح در 160 اتاق آن منزل گزیدهاند! بنا به داستانی كه از خانه شنیده میشود، ارواح ساكن این محل به خاطر دختری به نام سارا در این خانه ماندهاند.

این خانه یكی از ترسناكترین جاذبههای گردشگری است كه برای بازدید عموم گشایش یافت. از زمانی كه خانه وینچستر برای بازدید باز شد، شكایتهای بسیاری از بازدیدكنندگان گزارش شده كه نشان از وقایع عجیب و غریب دارد. گردشگران بسیاری سالانه برای همین داستانها و حكایتهای گوناگون و عجیب و غریب به بازدید از این خانه میپردازند.
بنبست ماری كینگ، ادینبورگ
در سده هفدهم در شهری در ادینبورگ، چند خیابان را برای بیماران طاعونی بسته بودند. كسانی كه به بیماری طاعون مبتلا میشدند، در كمال سنگدلی در این محل حبس میكردند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرند. از مهمترین این خیابانها بنبست ماری كینگ است. گذشته تیره، تاریك و ترسناك این بنبست باعث شد كه همه ساله تعداد زیادی از گردشگران به قصد دیدن این محل به آنجا سفر كنند.
ل مرگ، سانفرانسیسکو
پل طلایی سانفرانسیسکو كه به دروازه طلایی مشهور است، به رنگ طلایی نیست و تا كنون دوبار بیشتر رنگ نشده است. آمار خودكشی در این پل بسیار بالاست و مردم آنجا معتقدند غریبه ای كه روی پل با نا امیدی قدم میگذارد، به دنبال مرگ آمده است.با وجود اینكه میلههایی به ارتفاع سه متر روی این پل نصب شد تا مانع از پریدن شود اما بازهم افراد زیادی خودشان را به آغوش مرگ می سپارند و روی این پل قدم میگذارند.
به همین دلیل بازدید از این پل هم به هیچ گردشگری توصیه نمیشود. همچنین پل یادبود جورج واشنگتن در سیاتل دومین پل مرگبار آمریکا، بازدیدکنندههای زیادی را به این منطقه میکشاند. در جمهوری چک و شهر پراگ هم پلی به نام نوسل وجود دارد که به خاطر خودکشیهای زیاد افراد ناامید، به پل مرگ مشهور شده و از مناطق ممنوعه گردشگری به حساب میآید.

بنا شد ودر سال 1378 پس از مخروبه شدن مسجد اولیه .مسجد فعلی با شکل وشمایل جدید وبا شیوه ای
نوین در همان مکان احداث گشت.

این مسجد اولین مسجد چوبی مقاوم دربرابر زلزله در جهان به وسعت دویست متر مربع وسقف آن به صورت
شیروانی می باشد ودارای دو مناره هرکدام به ارتفاع متراز سطح زمین و وزن تقریبی تن می باشد وشکل
ظاهری آن به صورت کشتی ای است که گویی بطور وارونه روی زمین قرار گرفته است.
![[تصویر: 1350015417.jpg]](http://www.urbanity.ir/up/uploads/1350015417.jpg)
ريودوژانيرو- برزيل
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ دولت و وزارت توريسم برزيل ضمن سرمايه گذاريهاي ويژه مالي، كمپين توريستي برزيل را براي ميزباني جام جهاني 2014 از امروز در افريقاي جنوبي براي معرفي مقاصد توريستي برزيل آغاز كرد.
به گزارش شينهوا اين كمپين با شعار «برزيل تو را مي خواند، زندگي را اينجا جشن بگير» در ژوهانسبورگ آغاز شده، با نمايش دو فيلم كه توسط دو كارگردان برزيلي «فرناندو ميرلز» همراه است.
يكي از اين فيلم ها به نام «سوت» از ديروز و درست همزمان با مراسم فينال جام جهاني 2010 درافريقايجنوبي از طريق اينترنت، در سطح جهاني به نمايش در آمد. فيلم ديگر نيز از دوشنبه از همين طريق در دسترس عموم مردم قرار ميگيرد.
وزير توريسم برزيل «لوييز بارتو» اعلام كرده است كه يك ميليون ريال برابر با 568 ميليون دلار امريكا در بخش توريسم برزيل، تنها براي سالهاي پيشرو و بهمنظور استفاده ازفرصت كنوني براي تبليغ سرمايهگذاري خواهد شد.
همچنين 400 ميليون ريال برابر با 227 ميليون دلار نيز از طريق وامهاي بانك توسعه اقتصادي به هريك از شهرهايي كه ميزبان اين بازيها هستند، اعطا خواهد شد تا صرف احداث يا بازسازي استاديومهاي ورزشي در اين شهرها شود.
دولت برزيل همچنين در نظر دارد با سرمايهگذاري در ارتقاي كيفيت عمومي در بخش توريسم سرمايهگذاري كند.
وزير توريسم برزيل افزود: «افزايش كيفيت در بازار اشتغال و نيز جلب توجه عمومي به اين موضوع يكي از مهم ترين ميراث بازيهاي جام جهاني است.»
«لوييس ايناسيو دا سيلوا»رييس جمهور برزيل نيز اظهار داشت كه جام جهاني 2014 نبايد تنها به عنوان مراسمي در برزيل تلقي شود، بلكه مراسمي متعلق به امريكاي لاتين است.
مجسمه آزادی (Statue of Liberty)
مجسمه آزادی که نام اصلی آن «آزادی جهان را روشن میکند» است (به انگلیسی:
Liberty Enlightening the World - به فرانسه: La liberté éclairant le
monde)، مجسمه بزرگی است که در سال ۱۸۸۶ (میلادی) توسط فرانسه به ایالات
متحده آمریکا هدیه داده شده است.
این مجسمه در جزیره آزادی در دهانه رود هودسون (Hudson River) در بندر
نیویورک نصب شده و به صورت نمادی برای خوش آمدگویی به مسافرانی که راه
دریا به نیویورک میآیند درآمده است.
جزیره آزادی با بندرگاه نیویورک 2.6 کیلومتر فاصله دارد. این جزیره تا پیش
از سال 1656 بنام جزیره بدلو (Bedloe's Island) شناخته می شد.
ارتفاع کلی این مجسمه از سطح تا نوک مشعل آن (به همراه پایه و تاسیسات)، 93
متر است. در حالی که خود مجسمه دارای ارتفاع 46 متری می باشد. جنس این
مجسمه از مس و وزن آن حدود 220 تن است.
طول انگشت دست راست آن ۳ متر و بلندی یک دست آن ۵/۵ متر است بر روی گردی سر
مجسمه آزادی، چهل نفر میتوانند جا بگیرند.
این مجسمه در سال ۱۸۸۶ به مناسبت یکصدمین سال استقلال امریکا از بریتانیا و
به عنوان نمادی از دوستی فرانسه و آمریکا به این کشور اهدا شده است.
طرح
مجسمه را فردریک بارتولدی مجسمهساز فرانسوی، و سازه درونی آن را الکساندر
ایفل، مهندس فرانسوی برج ایفل، طراحی کردهاند. اوژن ویوله لودوک نوع مسی
را که برای پوشش مجسمه بکار رفته انتخاب کرده است.
فردریک آگوست
بارتولدی طراحی و ساخت مجسمه آزادی در آمریکا را به عهده داشت. او از کودکی
به نقاشی علاقه نشان می داد و از صورت مادرش تصاویر زیادی را ترسیم کرده
بود. حتی عده ای گفته اند او مادرش را مدل طراحی برای ساخت مجسمه ی آزادی
قرار داده است.
بیانات بارتولدی به صورت نامه در موزه ی نیویورک نگهداری
می شود. او در توجیه ساخت مجسمه آزادی گفت: «به من گفتند پیکری را طراحی
کن که وقتی به آن بنگرند شگفت زده شوند. در یک صبح بهاری و یک روز ابری
تنها این مجسمه بدرخشد و مشخص باشد. من نیز با مطالعه دقیق بر روی مکانهای
مختلف به این نتیجه رسیدم که نیویورک بهترین مکان برای نشان دادن مجسمه
است. زیرا نیویورک دروازه آمریکا می باشد».
بعد از تایید طرحش او ساخت
مجسمه را در فرانسه آغاز کرد. البته مهندس «ایفل» سازنده ی برج ایفل در
فرانسه مهندسی ساختار مجسمه را به عهده داشت. 20 نفر روزی 10 ساعت هر 7 روز
هفته به کار گماشته شدند تا هر چه سریع تر کار مجسمه به پایان برسد.
مجسمه
که برای ملت فرانسه 2 میلیون و 250 هزار فرانک طلا هزینه داشت در سال 1884
تکمیل شد و سپس توسط ناوشکن فرانسوی «ایسر» به آمریکا حمل شد . قرار بود
کار ساختن مجسمه آزادی در سال 1876 به پایان برسد که در یکصدمین سالروز
اعلام استقلال آمریکا نصب شود که با هشت سال تاخیر ساخته شد زیرا که دولت
فرانسه پول لازم را نمی توانست فراهم کند.
در سال 1886 مجسمه برروی پایه
قرار گرفت. در آن زمان «گراور کلیولند» رییس جمهور آمریکا بود. او گفت این
مجسمه به طور حتم مورد توجه همگان قرار می گیرید و در آینده نیز یکی از
شگفتیهای هنر پیکره تراشی می گردد و هیچ گاه از یادها فراموش نمی شود.
مجسمه بسیار محکم و مقاوم ساخته شد.
لباس مجسمه به طرز لباسهای روم
باستان است و تاجش دارای 25 پنجره به منظور 25 ماده معدنی در جهان است و 7
دندانه به منظور 7 دریا در جهان دارد. در دست چپش یک لوح قرار دارد که
برروی آن با حروف و اعداد رومی نوشته شده است: 4 جولای 1776، یعنی روز
استقلال آمریکا از انگلیس. در دست راست مجسمه یک مشعل فروزان قرار دارد.
مجسمه
به شکل شخصیت زنی است ایستاده در حال گام برداشتن، که دور سرش را هفت اشعه
نورانی فراگرفته است. او با دست چپ خود یک لوح سنگی را نگه داشته و با دست
راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته است. روی لوح سنگی با
شمارههای رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر ۴ ژوئیه ۱۷۷۶
(میلادی) و تاریخ استقلال آمریکا است.
امروزه مجسمه آزادی یکی از
نمادهای مشهور کشور آمریکا است. قبل از همگانی شدن سفرهای هوایی، مجسمه
آزادی اولین نشانی از آمریکا بود که مسافران کشتیها هنگام نزدیک شدن به
سواحل آمریکا مشاهده میکردند.
از نظر شمایل ظاهری، طراحی این مجسمه به
مجسمه باستانی غول رودس و مجسمه کارلو بوروموئه کشیش ایتالیایی شباهتهایی
دارد. این مکان یک میراث جهانی یونسکو در آمریکا میباشد.
داخل مجسمه آزادی
در
قسمت پایه و ستونی این مجسمه، موزه ای وجود دارد که تاریخچه این مجسمه را
ارایه می دهد. قبل از سال 1916، نرده بانی در دست راست مجسمه آزادی وجود
داشت که دسترسی عموم به درون مشعل را مهیا می ساخت، اما بعد از آن دسترسی
عموم به این قسمت حذف شد، چون در قسمت مشعل تجهیزات روشنایی و نور افکنهایی
قرار گرفتند. یکی از مهمترین آثاری که در موزه این مجسمه وجود دارد، شعر
The New Colossus از اما لازاروس (Emma Lazarus) شاعره قرن نوزدهم است که
این شعر او برنده جایزه New York World در سال 1903 – 20 سال بعد از فوت او
شد.
در قسمت تاج این مجسمه بیست و پنج پنجره وجود دارد که نمای بیرونی از طریق آنها قابل رویت است.
28 اکتبر 2006 این مجسمه 120 ساله شد.
بازسازی و مرمت
در
سال 1984، ایالات متحده شروع به بازسازی کلی و اساسی این مجسمه کرد و پس
از مرمت آنرا به عنوان یکی از مکانهای میراثی جهان به ثبت رساند. پنجم
جولای 1986 بازدید از این مجسمه مجددا برای عموم آزاد شد.
اما پس از واقعه یازدهم سپتامبر 2001 بازدید از آن ممنوع شد، تا سوم آگوست 2004 که بازدید برای عموم دوباره آزاد شد.
این ابشار که عریض ترین ابشار جهان است ودر کشور کانادا (مرز امریکا) قرارگرفته است یکی از
جاذبه های بسیار زیبا ی طبیعی است که این روز ها با ترئینات بسیار جالبی از نور ورنگ همراه
شده است.
روستای ارست قراردارد
ایروان و حومه آن جاهای دیدنی فراوان دارد. این شهر، شهر تندیس هاست؛ مجسمه هایی عظیم و باشکوه و زیبا. کلیسا، معبد، صومعه، موزه، پارک و جاذبه های طبیعی و زیست محیطی از دیدنی هایی است که نباید در سفر به ارمنستان از دست داد. و البته اکثر ایرانی ها قسمت عمده این دیدنی ها را هرگز نمی بینند.

ما، انگار که جزء استثناها بوده باشیم. رفتیم جاهای دیدنی ایروان را دیدیم. البته نه همه جا را. تا آنجا که وقت داشتیم و انرژی و حال، در این شهر هنری گشت زدیم. توی جاهای دیدنی و تاریخی اش به ندرت ایرانی ها را می دیدیم. که البته اصلاً عجیب نبود. حتماً در حال استراحت بودند تا شب با انرژی بروند دیسکو.
این را ارمنی ها هم فهمیده اند. و توریست های ایرانی را این گونه شناخته اند! چه تنزّلی!... فکر کردم که اصلاً توهین به خودمان است که برویم توی زیرزمین هایی که اسم دیسکو رویشان گذاشته اند؛ زیرزمین هایی که بوی گند و تند مشروب و دود سیگار توی هوای آن موج می زند. با آن صدای گوشخراش موزیک شان و وول خوردن آدمهای عرق کرده توی هم. نمی دانم؛ یعنی ما را آنقدر تشنه و حریص ساخته و نگه داشته اند که ناگزیر باید توهین و خفت حضور در این زیرزمین ها را به جان بخریم!؟... ای کاش چنین نمی بود!
باغ سمی=ایتالیا
ایتالیاارای.معروف ترین فضای سبزگیاهان دارویی وسمی مربوط به قرن هاپیش به نام پادواست که درگذشته بازدید
کنندگان بسیاری را به سوی خود جلب می کرده.اما به دلیل نااشنایی بازدید کنندگان باگیاهان موجود در این باغ و
دست زدن عمدی یا اشتباه دچار مرگ می شدند ازاین رواین باغ زیبا به باغ مرگ معروف شده وافراد عادی دیگر
اجازه ورود به این باغ زیبا راندارند که البته ماهم به شما توصیه نمی کنیم
ازاین باغ دیدن کنید.







